در ادامه مجموعه ای از متن کوتاه در مورد حضرت فاطمه ، متن ادبی شهادت حضرت فاطمه زهرا ، متن در مورد شهادت حضرت فاطمه جدید و زیبا را مشاهده می کنید .

بانو! مزار تو در سینه عاشقان توست.پس از تو تمام یاسهای زمین، کبود میرویند.
تو ستون استحکام عرشی بانو! اینگونه بر زمین نیفت!
برخیز؛ وگرنه آسمان بر زمین سقوط خواهد کرد. برخیز و چنین رنجور به دیوار تکیه نده که تمام عالم به تو
اتکا دارد.
برخیز! همه زخمهایت را پنهان کن تا دشمن، آرزوی پیروزی را برای خویش به گور ببرد.
خورشید در تابوت تو غروب کرد و ملائک به عشق دیدار تو به سجده در افتادند و عروج خونینت را خدا خود به نظاره نشست، تا زخم هایت را خود مرهمی نهد و چشمه کوثرش را با تو به طهارت رساند…
آری، اگر تو نبودی
آهنگ کاروان هستی، به گوش نمی رسید و قافله وجود، به راه نمی افتاد!
اگر تو نبودی؛ بهار سبز نمی شد، تابستان نمی رسید، پاییز زرد و زمستان پیر نمی گشت!
ای کوثر خدا، ای دختر رسول، ای اُنس مهربان، این دل رمیده ما را دیگر چه کسی انیس و مونس باشد؟ … یک بار دیگر آسمان گرفت و خنجر تبار قابیل، خورشیدی دیگر را که در ابتدای طلوع خود بود، بر سجاده خون از پای انداخت.
یتیمان جز دو چشم تر ندارند
به غیر از خاک غم بر سر ندارند
چو مادر مرده ها باید فغان کرد
که طفلان علی مادر ندارند
ای چشمه طهارت؛ ای اسوه خدایی؛ ای جلوه الهی؛ ای عشق کبریایی؛… ای آفتاب سفر کرده، من فریاد سبز تو را، که از پشت دیوار قرن ها هنوز به گوش می رسد شنیدم. …من در جغرافیای خانه گلی تو، تا ریخ های تاریخ را دیدم.
من در ناله های تو بر زمینِ از دست رفته ات، طهارت چشمه غدیر را و در ارتفاع نگاهت قیام طوفان را دیدم…
فاطمیه قصه گوی رنج هاست / فاطمیه تفسیر سوز مرتضی ست
فاطمیه شعر داغ لاله است / قصه ی زهرای ۱۸ ساله ست
من در خاموشی قبرت تابش هزاران خورشید را دیدم. اگر قبرت را نشانی نیست چه باک؟ هر سنگْ نبشته ای حکایت تو را دارد…
سهمش از این دنیا مگر چه بود؟ قرار دل و گیرایی دستانت، که در شکستگیها، پهلوی او بود. که همانها را هم برای خاطر غریبش، زیاد میدیدند.
فرشتگان در اضطراب هستند، به در باغ بهشت آتش افکنده شده و بین در و دیوار دخت مکرم بهترین خلق مینالد. زمین ضجه میزند و آسمان میگرید. خاک بر سر دنیا که بعد شهادت فاطمه برقرار ماند.
ما گوشه نشینان غم فاطمه هستیم / محتاج عطا و کرم فاطمه هستیم
یک عمر چو شمع گر بسوزیم کم است / دل سوخته عمر کم فاطمه هستیم
یا فاطمه جان
یاریمان کن در انتظار روزی که فرزندت بیاید
و انتقام صورت نیلی ات را بگیرد، ثابت قدم بمانیم
نامت گل، نشانت گل آذین، یادت گلاب و غروبت گلگون! آن گلی که بهشت با عطر گلبرگ های آن از هوش می رود؛ گلی با هیجده گلبرگ بی مثال، با هیجده بهار لا یزال.
ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم / مامور برای خدمت زهرائیم
روزی که تمام خلق حیران هستند / ما منتظر شفاعت زهرائیم .
گردآوری: حیاط خلوت
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
⇐ کلیک کنید: مشاهده مطالب جدید و داغ امروز ⇒
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
برچسب:
نویسنده: رسولانی علیرضا